همیشه از خودم میپرسم :چراهیچ چی به تو ربطی نداره ؟
بعد میگم :به من چه! /اصلا ولش کن به من چه که به من چه ./ مگه نه.؟
الو : کجایی؟ الو الو ....
جواب نداد .
خیلی گشتم نبود تا روز تولدم پسچی یه بسنه اورد اسم فرستند رو که خوندم وارفتم .زیرش نوشته بود : گشتم نبود نگرد نیست!!


یه هفته بعد یه نامه اومد :
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفره ای که تهی بود بسته خواهد شد.... خاکی بمون / خاکی باش
دیگم ازش خبری نشد


یکی دو ساعت پیش اومده بود . بد نبود . دوستاشتم بغلش کنم اما با این همه خاک ...