نویسنده: سعید . - ٢۸ دی ۱۳۸٥
1
اي شب!
آن شبي كه ايستاد او
من
كدام سو گريختم؟
بگو
2
ماهِ كاملِ شب دهم!
بمان
ما
كودكانِ تشنهيِ،
نيْنيِْ نگاه تو
خواب رفع تشنگي ز دستهاي تو
ديدهايم
ماندن تو طعم روشنايي است
3
بغض؛ طعم اشك داشت قبل
اشك، طعم آب شور
تشنهايم و آب شور هم غنيمت است
كاش
گريهاي كنيم سير
4
آتش از زبانه شعله ميكشد
زبانه چادر سياه را باغ سرخ ميكند
باغهاي سرخ
آرزوي بچههاي بازي است
بازي فرار، سمت آتش زبانه دار
□□□