نویسنده: سعید . - ۱ دی ۱۳۸٦
«
ـ خدايا! مرا به كاري كه لياقت آن را در من نميبيني، مأمور مكن!
مفتون مرگم. در عنفوان شباب، حاضر يراق و رضامندم؛ اما براي آنكه جلودار چنين فداكارانِ
پاكدلي شوم، كوچكم اي خدا، حقيرماي خدا! ذرهام، صفرم، نقطهام، گمماي خدا!»
نادر ابراهيمي ـ سه ديدار ـ
ص234