[ من با خودم ]

اينجايی اينجوری تر

كلمه زياد هست كه فقط بايد گفته بشه نه نوشته . كلمه زياد هست كه بايد نوشته شه نه خونده . وقتي بايد بدون هيچ الميترايي پيغمبر باشي فقط بايد پيغمبر باشي . نه ديوونه .!

من با همه ى اينجورى بودنم چرا هيچوقت پيغمبر نميشم؟ . نميدونم.

اينجا بارون به هيچ كس نميآيد,اما همه ى مردم ثروتمند شد ن.!!

من بايد بفهمم چرا بايد بفهمم.

اينجا نه ديواري هست , نه تو, ونه من. تا نرسيدي بايد سرِ شب داد و سرخودم ديوار بزنم.

اگرديدى من اينجا نبودم . رد اين خونى كه روى زمين ريخته رو بگيراگه نديدمت ,پيدام ميكنى. همينكه يه بارم تو منو ببيني بسته .

بااين همه اين چند خط بعد رو فقط خودت بخون .اصلا دستت رو بگير رو اين نوشته كه هيچكي نخوندش.

خوب.؟؟

تو اين بارون ميخوام همه ى لغتايي رو كه ميدونم براي تو به دريا بريزم.

 

 

نویسنده : سعید کیائی : ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۸ آذر ۱۳۸٢
Comments نظرات () لینک دائم