[ من با خودم ]

 

 

از پنجره ي اتاق من تا تو

يک فاصله ي عجيب ... اما تو

انگار که ايستاده اي بامن

انگار که ايستاده ام باتو

از پنجره هر چرا ببيني .... خيس!

من ، خانه، تمام کوچه، حتي تو

پر کرده تمام شيشه هارا ابر

پرکرده تمام شيشه هارا تو

و شره ي چکه چکه ي شيشه

يا اشک من است مي چکد يا تو

از پنجره ي اتاق من پيداست

رفتند تمام شهر ، الا تو

الا تو که هيچ وقت... اما نه

اين سايه من است مي رود يا تو...؟!

 

پيمان شعباني تبار

 

نویسنده : سعید کیائی : ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٤
Comments نظرات () لینک دائم