گذشته، حال، آینده

آقای مهدی خلجی نوشته اند : 

دوستی نادیده در فیس بوک، تحت تأثیر لئو اشتراوس، مدام در فضیلت قدما و برتری آن‌ها بر متجددان می‌نویسد. نکته‌ای که شاید از چشم او و هم‌فکران‌اش دور مانده باشد آن است که قدمایی بودن در عصر جدید، چیزی بود که قدما خواب‌اش را هم نمی‌دیدند؛ درست مثل این‌که کسی در زمانه‌ی ما ارسطویی بیندیشید. طبعاً ارسطو بودن در زمانه‌ی ارسطو با ارسطویی اندیشیدن در زمانه‌ی ما متفاوت است.
آن‌چه دوران جدید را از دوران «قدما» متمایز می‌کند این‌ است که آدم‌ها امکان انتخاب دارند: حتا می‌توانند انتخاب کنند قدمایی بیندیشند و زندگی کنند. در عصر قدیم، «قدمایی اندیشیدن» انتخاب نبود، تقدیر بود. امروزه، شکل دیگری بودن، انتخاب است و البته بسیاری «قدمائی اندیشیدن» را برمی‌گزینند تا خلاف جریان شنا کنند؛ «خلاف جریان»؛ ایده‌ای که سراپا مدرن است.

به نظرم آمد : 

ای.اچ.کار میگوید «ما گذشته را تنها از منظر حال می‌بینیم، و درکی هم که از آن به دست می‌آوریم از همین منظر است و بس». اگر به این گفته از نگاه شکسپیر نگاه کنیم که در پرده‌ی سوم جولیوس سزار می‌گوید «شر انسان پس از او باقی می‌ماند» ما کسانی به نظر می‌آییم که با شر پیشینیان‌مان در کنار شرارت‌های خودمان دست و پنجه نرم می‌کنیم و در سنجش‌هایمان به نفع گذشتگان رأی می‌دهیم، شاید به این دلیل که از عقوبت شر خودمان آگاه نیستیم!

 

/ 0 نظر / 13 بازدید