هنر انقلاب در التهاب

هنر انقلاب در التهاب

(از 1360 تا 1376)

 

بی شک بلاتکلیفترین زمان برای فعالیت هنری در تمامی اعصار ایران دوران پس از انقلاب و به منصه ظهور رسیدن تفکرات نودینی-حکومتی است. دورانی که از پس انقلاب فرهنگی، نگاه به هنر، علم، و دیگر مسائل درحال لقاح بستنی است میان آنچه در تمامی دوران در حوزه های علمیه و در طرف مقابل آکادمی – به معنی دانشی که در ایران و شرق غربی خوانده میشود – وجود داشته است.

در این دوره که کمتر دیده میشود درباره ی انواع هنر گفته ای از سوی سران مملکت به گوش برسد، معماری ابداً هنر نیست، و زمین و طراحی و ... به دست شهرداری و در اصل زمینخواران دوره ای خود افتاده است. خوشنویسی ابداً پایه و انجمنی ندارد. نقاشان کوله بار رنگ و مواد خود را به دوش کشیده یا راهی جنگ میشوند برای تهییج بیشتر، و انجام وظیفه یا از جریان روشنفکر خوانده میشوند و در کنجی گوشه میگیرند. و عده ای که هیچ کدام را نمیپسندند جایی مشغول کار خود میشوند. گرافیست ها، و عکاسان که تا آن زمان – پیش از انقلاب 57 – به تاخت تنه به همتایان غربی میزدند، از این پس نیم تنه ای فقط به نقاشان داخلی دیگر میزنند. بساط رقص با روی کار آمدن ایران اسلامی به کلی برچیده شده است. داستان چند تکه میشود. نخست کسانی که پیش از این مینوشتند و پس از آن مسیر خود را ادامه میدهند. کسانی که تازه پا به عرصه میگذارند. کسانی که از قبل از انقلاب مینوشتند و پس از آن دست میشویند و به دیاری جز وطن میروند. و جلوتر کسانی که پس از انقلاب آغازیدند و بعد جلای وطن کردند. 

از این بین میماند سینما و تئاتر، و موسیقی. در این حوصله تنها میشود اشاره ای کوتاه کرد که آنچه از سوی امام امت درباره ی هنر به میان می آید جنبه هایی فقهی و زیباشناسانه دارد تا تعاریفی از انتظاراتی که از هنر میتوان داشت. در برخی موارد تحلیل های تنه به محتوا زده معتقد میکند که راه‌بری جامعه خود تصوری از آنچه باید متصور باشد ندارد و در اگر بحثی به میان می آید لزوماً نگاهی مدیریتی دارد درباره ی شخص مسئولیت گرفته، و نه لزوماً تعریفی مطمئن از آنچه باید ماهیت آن هنر د اشته باشد و آنچه «اسلام» از آن انتظار دارد.

امام میگوید «امروز ، همه از تصـویر ایـن صحنه هاى معنـوى ـ انسانى عاجزند و اینجانب که به نویسندگان و گـویندگان و تحلیل گران و هنرمندان و نقاشان و همه و همه پیشنهاد مـى کنـم تا همیشه و بخصـوص در ایـن هفته آنچه در تـوان دارنـد ، در طبق اخلاص گذاشته و تقـدیـم ایـن سلحشـوران عظمتآفریـن و ملت ایران و اسلام بزرگ نمایند ، براى آن است که به گـوشه اى از وظیفه اسلامـى ، انسانى ، ملـى ، میهنى هرچند کـوچک خـود عمل نمـایـد ، و الا خـداونـد شکـور است که نـام ایـن عظمت آفـرینان را در جهان ، بلنـد و مقامشان را در ملکـوت اعلا به نمایش مى گذارد.»

و پس از آن تحلیلگران میگویند : همه انتقادهایى که امام امت به شدت متـوجه رادیو و تلـویزیون و فیلمها و سینمـاها و تئاتـرهـاى پیـش از انقلاب داشت ، به لحـاظ محتـواى فاسـد و اغراض آلـوده و آثار زیان بـار اخلاقـى و اجتماعى آنان بـود.

 آنچه معیارهای هنر سالم خوانده میشود در همه شئون آن آنچیزی است که از  «ابتذال» به «تعهد» و از «غفلت آفرینـى» به «بیـدارگرى» تحـول یابـد و مکرر در مصاحبه هاى پیـش از انقلاب ، وقتـى دیـدگاه او را در باره سینما و هنر و ... مـى پـرسیدنـد ، تآکیـد داشت که ما با هنـر و سینما مخالف نیستیم ، بلکه با فساد مخالفیم. ایـن دقیقا تـرسیـم کننـده خط تعهد در هنـرى است که امام از آن دم مـى زد. با همه ی برداشتهایی که میتوان از آن داشت.

اما از میان اقسام هنر در کلام بنیانگذار حکومت نوپا میتوان به این نکته توجه داشت که شعر مسیر خود را جدا کرد، از انجا که امام شایعه سازان را با اهل هنر برابری میدهد و می فرماید : «بـدانیـد که بـى انگیزه نبـوده است که رژیـم سابق از شاعران و نـویسنـدگان و سخنگـویان و شایعه سـازان و روزنامه نگاران وابسته بـراى تفـرقه بیـن ایـن دو گـروه (روحـانیـون و دانـش آمـوزان و دانشجـویان) استفاده مى کردند.» و  در جای دیگر ادامه میدهد مى فرماید: «همه شماها که نـویسنـده هستید و خصـوصا شعرا که لسان شعر بالاتریـن لسان است ، بایـد مـردم را آگاه کنیـد ، نسلهاى فعلـى را ، نسلهاى آینـده را ...»

میتوان اینطور برداشت کرد که همان مسیر طی شده از سوی حاکمیت برای همسان سازی افکار عمومی که از مدارس و دانشگاه ها پایه ریزی میشود با همه ی اختلافاتش بنا دار هنری را پایه ریزی کند که همان کارکردها را داشته باشد در راستان خواست حاکمیت، و درست برخلاف آنچه همین جریان فکری از هنر انتظار داشت پیش از رسیدن به حاکمیت.

طبق تحقیقی که در دانشگاه مارکت آمریکا در مورد انقلاب فرهنگی ایران صورت گرفته‌ است، با جمعبندی آرای صاحب نظران نقاط قوت و ضعف و نتایج انقلاب فرهنگی اینطور میگوید که «پس از انقلاب فرهنگی فعالیت‌های حرفه‌ای نظیر کنفرانس‌ها، سمینارهای علمی افزایش یافت و دولت سیاست‌های تشویقی و کمک‌های مالی برای چنین فعالیت‌هایی در نظر گرفت. فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ای نظیر اردوهای فرهنگی، گردشگری، زیارتی و کمپ‌های دانشجویی، در دسترس عمومی قرارگرفتن امکانات ورزشی دانشگاه‌ها و تشویق فعالیت‌هایی نظیر شعر، داستان‌نویسی و خوشنویسی در مدارس و دانشگاه‌ها مورد تشویق و حمایت قرار گرفت.» این تحقیق درباره ی رسانه ها نیز معتقد است انقلاب فرهنگی توانست «از رسانه‌های جمعی برای پیشبرد برنامه‌های آموزشی و گسترش کمی دانشگاه‌ها و رشته‌های تحصیلی بخصوص در شهرهای کوچک و دورافتاده استفاده بیشتری ببرد.»

به هر رو، هنر در این دوره ی شانزده ساله در نیمه ی نخست خود ارزنده ترین آثار تاریخ دوره ی خود را با گروه دستان و شیدا در موسیقی به رهبری و آهنگسازی پرویز مشکاتیان «فریاد» میزند. و سینمای ایران نیز توسط کسانی چون مخملباف، مهرجویی، بیضایی، کیارستمی و حاتمی تمام قد و اسلامی به کار خود ادامه میدهد.

در همین دوره است که توسط کسانی چون قیصر امین پور، سید حسن حسینی، محسن مخملباف، وحید امیری و دیگرانی ازاین دست حوزه ی هنری بر پایه ی تفکر و رهنمود اساتیدی چون علامه حکیمی و مهرداد اوستا پایه ریزی میشود، به راه می افتد به اختلاف میرسد و انشعاباتی از آن به وجود می آید.

از همین روست که هنر اسلامی – انقلابی که در شکلی کاملاً برنامه ریزی شده – حتی ناخودآگاه – در دهه ی 50 در بطن حکومت طاغوتی رفتاری آگاه ساز و انقلابی داشت در دوره ای از انقلاب که انتظار میرفت با هیجان بیشتر تفکرات پیشین خود را ادامه دهد در سکوتی بر لبه ی تیغی تیز حرکت خود را آرام کرد.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید