مپرس

گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد

مپرس

مپرس

...

...

...

و

.

مرنجان دلت را خدا را

رها کن غمت را رها کن

مخور غم نگارا

/ 9 نظر / 4 بازدید
راحله

آفتاب مستقیم چشمها را می زند.، برای همین رفت؟؟

خودتراش

امان از اين طنز پرداز محترم ( آقای پدر سارا خانم ) که با اين کامنتش اساسا زده تو حال اين پست شعر قشنگيه بخصوص وقتی گوش داده ميشه

ز.ا

... !

يکتا

رفتن اما چه بسا ساده ترين هم نباشد ...

شيداب

و عزرائيل پشت در با تابوتی چوبين بر دوش و در عطر کافو رغرق برای پس قبلی تان

ساره

سلام غم نخورين !!! تك ماكارون بخورين !

ماندگار

نوشته های شما همه تامل برانگيزند. اين شعر و موسيقی را بينهايت دوست دارم و باهاش زندگی می کنم.... گلچهره مپرس...

چرا؟ هر كسي حق داره سوالي كه به ذهنش مي‌رسه بپرسه، اگه بهش فرصت حرف زدن ندي مي‌ره پي يه گوش شنوا. فراموش كردن كسي‌كه فقط عاشق عشقه كار سختي نيست، بايد عاشق اون بود براي هميشگي شدنش. عاشقي كه تمام وقتش به عاشقانه نوشتن نمي‌گذره، اگه اشتباه مي‌كنم يه جايي تو وبلاگت جوابمو بده، تو عاشق عشقي، نه عاشق كسي كه ارزش عشق‌ورزي داره.