درباره‌ی سیمای یک فرهنگ مدار - گفت و گو با محمدعلی اسلامی ندوشن

دو هفته‌ای از روزی گذشته بود که تصویر خبر انتشارش را بریده بودم، چسبانده بودم گوشه میز کارم که یادم نرود بگیرم و بخوانمش. زیر تیتر کتاب کفایت می‌کرد که با ولع تمام سراغ «سیمای یک فرهنگ مدار» را بگیرم و ببینم و بی فوت وقت پس عباراتش بگردم در کتاب.

وقتی کتاب را در دستهای فروشنده دیدم شکم برد که چرا اینقدر کوچک است؟ چطور پرتره‌ای از شخصیتی فرهنگی به نام «محمد علی اسلامی ندوشن» در کتاب آمده با 90 سال سن در تنها 94 صفحه؟ نه آنکه وسوسه‌ی بلند نویسی داشته باشم و وقعی بنهم هرچه بلندتر نوشتن را که لابد به‌تر نویسی است! نه. همه حکایتم آن بود که مردی چون ندوشن مردی به قدمت تاریخ تجدد ایران است – کم و بیش – و مردی تأثیر گذار در جریان مطالعه‌ی چند نسل، فهرست خدمات او بیش از این می‌نماید در نظرم! با تعجب و از سر همین سوالات کتاب را گذاشتم به پنجشنبه-جمعه‌ای که سر حال ازخواب برخیزم و تا شبش ورقی بزنم و از پس هر صفحه تأملی شاید! خاصه اینکه پشت جلد کتاب از متن دو پاراگرافی آورده بود که مرا چنین ترغیب می‌کرد.

خواندم. و دریافتن این امر که این مجموعه مصاحبه‌هایی با ندوشن است که در جراید پیش از این منتشر شده، چندان به تعجبم نیانداخت!

خواندم. به ازای هر مصاحبه دوبار هر صفحه را ورق زدم و از سر گرفتم. که بر دوره‌های تاریخ کهن محمدعلی اسلامی ندوشنِ میانه‌ی دهه‌ی هشتاد در شهرکتاب بخارست خوب یادم بود صدای سرفه داری که از پیکری لاغر بیرون می‌آمد و می‌گفت «اساس مطالعه بر تفکر است».

خواندم و گذشتم!

به 94مین صحفه که رسیدم به سرعت کتاب را کنار گذاشتم. و نتایجی را برای خودم نوشتم برکاغذ. حالا 6-7 ساعت از نوشتن آن نتایج می‌گذرد. بازگشت من به مطالعه‌ی آن نتایج تغییری در نتایج به همراه ندارد. نتایج از این قرار است:

1-    کتاب پیگیر ارضای آنی است. نه معاشقه‌ای از سر فرصت با مردی «فرهنگ مدار»

2-    مصاحبه کننده ابداً اشرافی به جریان مطالعاتی محمدعلی اسلامی ندوشن ندارد و می‌خواهد فریاد کند که روزی در کنار او – مرد فرهنگ مدار – بوده است

3-    رسانه‌هایی چون «مهرنامه»، «شهروند»، «شرق»، «آیین»، و «اعتماد» که آبشخوری مشترک دارند برچه اساسی و به چه اندیشه‌ای این اذکار رفته بین دو نفر را  - و نه مصاحبه – را منتشر کرده‌اند؟

4-    آیا این نمایندگانِ یک جریان فرهنگی – که افکار کم پیرو ندارد – به درستی می‌دانند بر چه کرسی تکیه زده‌اند؟

5-    به راستی نسل ندوشن، نسلی است که با این دو-سه‌تای باقی مانده شان،(موحد، کدکنی و ...) تمام می‌شود.

6-    اگر عمری باشد، از ترم بعد که به کلاس می‌روم، حتماً دوره خوانی کتاب «روزها» را اجباری می‌کنم.

/ 0 نظر / 46 بازدید