«كاش»

ناظم حكمت

كاش يه چنار بودم

تو سايه‌م لم مي‌دادم!

كاش يه كتاب بودم،

تو شباي بي خوابي خودمُ ورق مي‌زدم!

نمي‌خوام مثِ اين قلم تو دستاي خودم باشم!

كاش يه در بودمُ

رو خوبا باز مي‌شدمُ

رو بدا بسته!

كاش يه پنجره بودم كه پرده نداشت،

اون وقت شهرُ مي‌ريختم تو اتاق!

كاش كلمه‌هاي قشنگ بودم،

يا حتا يه حرف ...

بعدش آروم آروم عشقُ زمزمه مي‌كردم!

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
سيد عليرضا شمس نيا

سلام ضمن بازدید از وبلاگتان و آرزوی توفیق بیشتر و شادکامی من نبز با مطلب ریخت و پاش در سفر استانی اردبیل در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیامتان هستم .

کبريت بی خطر

سلام دوست من . فاجعه زیر سقف دولت ... نمی دونم چرا از اين شعر ناظم خوشم نيامد. شايد واسه اينه که احساس می کنم خيلی شعاری و رو سطح است . شايد ...

خلوت ليلا

اين آدرس جديد من است . http://khalvateleila.blogfa.com

خلوت ليلا

سلام از اينكه مدام آدرس جديد مي‌دهم شرمنده‌ام . توي اين يك ماهه دو بار هك شدم . علتش را نمي‌دانم . ولي باز وب جديد زدم اين هم آدرسش : http://khalvateleila.blogfa.com

راحله

هيچ اگر سايه پذيرد ما همان سايه ی هيچيم

ماندگار

در مقابل نوشته های شما که کم ميارم... چيزی ندارم بگم... اما از اينکه امروز (۵ آذر) ديدمتان خيلی خوشحالم...