بررسی سیر تاریخی هنر انقلابی در ایران به بهانه روز هنر انقلاب اسلامی/1

هنر انقلاب از انقلاب

(از مشروطه تا 1355)

 

انقلاب ایران در سال 1357 اگر کامل شده‌ی جنبش‌های مشروطه‌ی قجری باشد که از دالان پهلوی گذشته، همانقدر خواستگاه اندیشه‌ی هنرورزی باید باشد که در آغازین روزهای روشنگری امیرکبیر نگاه به خود جلب کرد و توجه به این کانال ارتباطی – هنر – چراغ‌هایش روشن شد.

مولفه‌های چنین هنری در آغازین روزها «روشنگری» است. روشنگری و نگاهی انتقادی که البته اینبار نه از جریان شکل مطالعات انتقادی اسلامی که از امام محمد غزالی آغاز میشود، که از شوه‌ی انتقادی دموکراتیک غربی! خاصه از این رو که صاحب دولت و حکومتش از ظل‌اللهی و خدای خدایانی پا به مساحت کشورهایی گذاشته که از شرق دور بوده‌اند.

-اگرچه همین گوشه‌ی متن باید افزود که این جریان انتقادی همانقدر با ایران رو راست میشود و مرتبط می‌ماند که بهره گیری شاهان قاجار زبان شکسته بسته‌ی فرنگی، در صحبت‌های عامیانه!-

دربرگیری جریان هنری – فرهنگی جامعه‌ی بسته‌ی آن دوره بسته در دربار و بارگاه ظل‌اللهی بود. جز اندک کتیبه نویسانِ خوش نویس، و هنرِ اعتراضی در این دوره در بهترین حالت جامانده در حاله‌ی پر ابهامی است که با تعجب امروزِ سال 1393 دیده می‌شود تنها یک پایان نامه‌ی دانشگاهی درباره‌اش بحثی کرده است.

اما درست از همین موضع است که عصر روشنگری بسطی ناگسستنی پیدا میکند با هنری که تا پیش از این عصر – جنبش عدلیه، و انقلاب مشروطه –خاصه‌ی دربار و البته مورد عجب شاه بوده است. هنری که نه قلم موی نازک کمال الملک را می‌طلبد و نه نغمه‌ی مطربان را، چرا که روی شیشه‌ها آنچه هست را «به اکمل کمالات مرغوم می‌دارد»، شاه! عصر عکاسی.

عصری که اصالت هنری اش با جریان اجتماعی دورانش در حرکت است و قرار است آنچه هست را به شفافیت کامل نمایان کند.

خصوصیت تصویر چیست؟ و در این عصر چه عکسی مورد توجه قرار خواهد گرفت؟ در جواب باید دید در جریان گسترده‌ی پاسخ گویی به سوالاتی اینچنینی، عکس در آن دوره شامل ایستایی سوژه است برای چند دقیقه تا ثبت کامل. عکس برابر است با ماندگاری بر کاغذ به یاد بود. عکس برابر است با آنچه هست.

«آنچه بودن» آن چیزی است که در این دوره نیاز جامعه است. و جامعه در تکاپویی از باقرخان و همرزمانش تا توده‌ای دوره‌ی پهلوی، تا ملی گرای مصدقی، و از آن گرفته تا مسلمانِ بازاری همه پیِ آن اند، چرا که همه را اغواگرانه لااقل یکبار  - حتی شده به نمایندگی از قشری، یک نفر – نگهداشته و ثبت کرده است.

این قابلیت در دیگر هنرهای این دوره نیز به چشم می‌آید، تصنیف سازی، شاعری، خوشنویسی، و ... جنبه‌ی عینیت دهی بیشتر به وقایع آنطور پیش می‌رود که در خوشنویسی ایرانی که از سرسخت ترین و کم انعطافترین هنرها خوانده شده است، خوشنویسان بنا به مضامین دست به ترکیب بندی‌ها میزنند. و در شاعری کار به جایی می‌رسد که نیما، همزمان با شاهی سردار سپه دست به انقلاب عروضی بر میدارد و گریگور یقیکیانِ معترض شمالی، در تئاترهایش تصاویری بی بدیل از آنچه باید در اعتراض آنچه هست – تا آن روزگار – را متبلور می‌کند.

هنر انقلابی اگر با رنسانس در اروپا همبستر شد و زاییده‌های نویی به تولید مثل آفرید؛ در ایرانِ دم از اسلام زده‌ی قجری و پهلوی اول، تا پیش از 1342 ترجمه‌ای معجول از اروپا یدک کشید و در شهید نورایی، عارف قزوینی، فرخی یزدی، یقیکیان، کاوه و دیگرانی از این دست که سر به سودای تغییر و انقلاب داشتند به نحوی تجلی پیدا کرد.

اگرچه لازمه‌ی مغز انسانی  امروز در به یاد سپردن دسته بندی و کدگذاری‌های همواره است. اما کلیت انقلابی و روحیه‌ی انقلابی این دوره‌ی نزدیک به شصت ساله را باید اجتماعی از هرآنچه در انقلاب‌های فرانسه، روسیه، انگلستان، و جنگ‌های جهانی دانست.

 

منتشر شده در سایت رسمی حوزه ی هنری

/ 0 نظر / 6 بازدید