هنر انقلاب در آرامش

هنر انقلاب در آرامش

(از 1376 تا 1392)

 

 

از سال 76 با روی کار آمدن دولتی که رویکردی فرهنگی تر نسبت به قبل داشت شکل فعالیت رسانه ای هنرمندان تغییر کرد. اگرچه تعاریفی که حاکمیت و از همه مهمتر شخص نخست حکومت – حضرت آیت الله خامنه ای – ارائه دادند تفاوت چندانی با آنچه از اامام خمینی به یاد است نداشت و ندارد.

چنانکه میتوان بخشی از اهم این تعاریف را در بیانات رهبری در دیدار جمعى از شعراى آئینى، در تاریخ 25/03/1390، بیانات رهبری در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان)، در تاریخ 13/11/1377 ، بیانات رهبری در دیدار هنرمندان و دست‌اندرکاران صداوسیما، در تاریخ 12/04/1389، و بیانات رهبری در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون، در تاریخ 23/03/1385،  مشاهده کرد و به تعریف نشست.

در تمامی این مسائل عدم پرداخت هنرمند به آنچه هنر منحط خوانده میشود دیده میشود. تاجایی که در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر سال 77 درباره ی موسیقی اصیل ایرانی اینطور عنوان میشود که « من نمى‌توانم به‌طور مطلق بگویم که موسیقى اصیل ایرانى، موسیقى حلال است؛ نه، این طور نیست. بعضى خیال مى‌کنند که مرز موسیقى حلال و حرام، موسیقى سنّتى ایرانى و موسیقى غیرسنّتى است؛ نه، این‌طورى نیست. آن موسیقى‌اى که منادیان دین و شرع همیشه در دوره‌هاى گذشته با آن مقابله مى‌کردند و مى‌گفتند حرام است، همان موسیقى سنّتى ایرانى خودمان است که به شکل حرامى در دربارهاى سلاطین، در نزد افراد بى‌بندوبار، در نزد افرادى که به شهوات تمایل داشتند و خوض در شهوات مى‌کردند، اجرا مى‌شده است. این همان موسیقى حرام است.» و با این مقدمه اینطور ادامه میدهند که « مرز موسیقى حرام و حلال، عبارت از ایرانى بودن، سنّتى بودن، قدیمى بودن، کلاسیک بودن، غربى بودن یا شرقى بودن نیست؛ مرز آن چیزى است که من عرض کردم. این ملاک را مى‌شود به‌دست شما بدهیم، اما این‌که آیا این نوار جزو کدامهاست، این را من نمى‌توانم مشخّص کنم.»

میتوان بعد از این سالها دوره ی ثبات هنر انقلاب اسلامی را در مولفه هایی چون پایبندی به اصول و قواعد ابتدایی هنر، پرداخت به فرمایشات دوره ای و سالانه ی رهبری، نگاه به آنچه که روزی در زیرزمینها ساخته میشد برای ساخت آنچه امروز ارجحیت  دارد، و در نهایت آنچه از آن بازآفرینی گذشته یاد میشود دانست. چرا که مقام معظم رهبری بعد از اتفاقات منقلب کننده ی سال 88 در سال 90 در جمع شاعران آئینی اشاره ی مستقیم دارند که « به برخى از موضوعات در شعرهاى آئینى کم پرداخته می‌شود؛ از جمله موضوعات مربوط به مسائل انقلاب، مسائل جنگ و دفاع مقدس. البته در یک دوره‌اى خیلى خوب بود.  ... الان جاى این اشعار خالى است. هشت سال دفاع مقدس از لحاظ زمانى هشت سال بود، اما از لحاظ استمرار معنوى و فکرى و فرهنگى ممکن است قرنها ادامه داشته باشد.»، و در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون، در تاریخ 23/03/1385 اشاره ی مستقیم داشتند که « من یک‌بار دیگر دو، سه سال پیش در یک جلسه‌ى مجموعه‌اى از دوستان هنرمند - سینماگر و نقاش و مجسمه‌ساز و ... - این را گفتم، شما به عنوان یک هنرمند، دنبال زیبایی‌ها و ظرافت‌هاى عالم وجود مى‌گردید تا این‌ها را بشناسید، بیرون بکشید، برجسته کنید و نشان بدهید؛ کار هنرمند این است؛ یعنى ظرافت‌ها، زیبایی‌ها، ریزه‌کاریها، دقایق و حقایق غیر قابل دید با چشم غیرمسلحِ به هنر را با سلاح هنر و نگاه هنرمندانه، بیرون مى‌کِشد و نشان مى‌دهد. این‌که مى‌گویم زیبایى، معنایش این نیست که زشتی‌ها را نمى‌تواند بیرون بکشد و نشان دهد؛ چرا، آن هم جزو ظرافت‌هاست. به آن جمع گفتم، شما به عنوان کسى که دنبال زیبایی‌ها مى‌گردید، چطور مى‌توانید زیبایی‌هاى دفاع هشت ساله‌ى یک ملتِ دست خالى را از میهن خودش، از کشور خودش، از ملت خودش و از نظام خودش، در آن میدان دشوار نادیده بگیرد.»

اگرچه از سویی نگاه هایی میگوید این جنس از نگاه به مرور و طی سالیان گذشته بر آن شده است که عده ای از جریان موسوم به روشنفکر با هر جنس نگاهی به جریان انقلاب، دفاع مقدس، و مسائل اجتماعی پیرامون از دایره ی جریان هنر انقلاب دور شوند و مرزی میان این دو طیف گذاشته شود. درحالی که همین دو طیف در سالیانی دورتر بر یک کرسی نشسته و با معیارهای مشترک و مولفه های مشترک از یک جریان بهره برده اند. عده ای نیز معتقدند جریان فکری و اجتماعی ایران پس از سال 76 با هر شکلی از بیان موضع و موضوع پایبند به جریانی است که از وحدت صحبت میکند چنانکه رهبری معتقد است «این نشان می‌دهد که ما به عنوان یک ملت زنده، به عنوان یک مجموعه‌اى که در دنیا حرفى براى گفتن داریم و هدفى داریم».

پیگیری هدف از سوی هنرمند البته امری نیست که از سال 1357 مدنظر قرار گرفته باشد. این مسئله از همان زمان که هوگو مقدمه ی شرقیات را نوشت مدنظر بوده و مورد بحث قرار گرفته است. ویکتور هوگو با اینکه قبلاً به مسائل اجتماعی توجه داشت و بعدها نیز (در سال ۱۸۴۰) برای هنرمند وظیفه اجتماعی قائل شد در سال ۱۸۲۹ در یکی از آثار خویش که «شرقیات» (Les orientales) نام داشت توجه زیادی به قالب شعر و وزن و قافیه نشان داد و ضمن مقدمه غرورآمیزی به «پیروان سن سیمون» جواب داد و آزادی در شعر را اعلام داشت و ادعا کرد که شاعر همیشه حق دارد «اثر بیهوده ای را منتشر سازد که شعر محض باشد». هوگو در ضمن همین مقدمه اظهار داشت: «اگر با نظری بلند بنگریم در شعر موضوع خوب و بد وجود ندارد شاعران خوب و بد هستند. از طرف دیگر همه چیز موضوع شعر است همه چیز مایه هنر است هر امری به کشور شعر حق ورود دارد. پس نباید پرسید که چه علتی شاعر را به اختیار موضوعی نشاط آور یا غم انگیز وحشتناک یا دلاویز واضح یا مبهم واداشته است. باید دید چگونه کار کرده نه آنکه در چه باب و چرا کار کرده است.»

عبارت هنر برای هنر نیز در همان سال از طرف هوگو اعلام شد و همو در اثنای مباحثات ادبی گفت: «صدبار می گویم: هنر برای هنر!»

او اگرچه با بیان این مسائل قصد آن داشت که دخالت در کار هنری را جلوگیری کند اما بحثش به جایی دیگر برده شد.

در ادامه ی همین بحث هوگو و میراث دارانش مباحثی چون آنچه در سی و پنج سال گذشته ی ایران آمده است مورد توجه بسیاری قرار گرفته و بیش از آنکه درباره ی چیسیتی اثر هنری که میخواهد انقلابی و اسلامی نیز باشد بحث کنند به آنچیزی پرداخته اند که هنرمند را واجد شرایط مولفه هایی میکند یا نه!

/ 0 نظر / 13 بازدید