شايد

مرگ را به تماشا نشستن خوب است مخصوصا زمانی که زنده زنده جلوی چشمت دوستانی را می‌بینی که می‌میرند. مرگ را به تماشا بنشین و به آسمان نگاه کن. شاید بهار را و تابستان و پائیزهایی را به یاد بیاوری که پائیز و زمستان‌های خوبی از پی داشته‌اند. و آبستن نگاه‌هایی بوده‌اند که همیشه در نگاهت نقش بسته‌اند. نگاه‌ها... یادت هست؟ بهار همیشه آغاز بوده و هست. زیبا بوده و هست. حتی وقتی که از پائیز آغاز می‌شود. حتی وقتی باران باران بغض به ارمغان می‌آورد و دانه دانه انگور به دامانت می‌ریزد که یک روز تابستانی یا پائیزی یا زمستانی ... چه فرق می‌کند؟ ... بنشینی و با لبخند نی نی چشم‌هایش را نگاه کنی و خیره خیره دانه به دانه انگور را به دهان بگیری ترشی ملسش را زیر دندان حس کنی.

ببین مرگ ما را تا کحا برد! تا لذت خوردن انگوری در فصلی از فصل‌های زیبایی. می‌بینی مرگ را. همین روزهاست که دق الباب کند و  داخل بیاید و با تو یا من یا هر شخص دیگری چای بنوشد. می‌بینی من را؟‌ مرگ را؟ خوبی را؟ فصل را که ماه به ماه و گاهی روز به روز عوض می‌شود؟ می‌بینی بی آبرویی را؟

مرگ را به تماشا بنشین. از میدانی آغاز می‌شود و در دره‌ای رها می‌کند. اگر خوب باشی و فصل‌ها را بشناسی به قله‌ای می‌رسی و از آنجا به سکونی که سکوی پرواز است. رها. آزاد. بزرگوار. درست مثل چشم‌های تو که مثل انگور بی دانه‌‌ای است که دیروز با هم رو به روی هم  نشسته به دهان هم تعارف کردیم و تو هی انگشت من را که به بهانه انگور به دهان گذاشتن تو به دهانت نزدیک می‌شد میان دندان‌ها می‌گرفت و می‌خندید. یادت هست؟ آه که اگر مرگ آن لحظه می‌آمد انگوری به دهان تو با دست‌های من می‌گذاشت... یا با دست‌های تو به دهان من... نمی‌دانم چه می‌کردی یا چه می‌کردم.

مرگ را به خاطر داشته باش. او تنها شایدی است که بالاخره سر می‌زند.

/ 9 نظر / 7 بازدید
پريدری

تنها شايدی که بالاخره سر می‌زند ...

شعر مردمک تمناست

ممنون از اينکه سر زديد اما دیدم به داد گاه رسمی نیست هم سر زده اید و در مورد لغزش و ... حرف زده اید باید بگویم که ایشان از شاعران مطرح و از داوران برخی جشنواره های شعر هستند

سميه

دوست دارم همين روزها بيايد سراغم!

خلوت ليلا

مرگ كه قرار است بيايد و مي‌آيد . پس بگذار زندگي را به تماشا بنشينيم ، تا زمان رفتن فرا رسد . بگذار وقتي انگور به دهانمان مي‌گذارند، فقط به طعم آن فكر كنيم و نه چيز ديگر . تا زمانش نرسيده شاد باشي .

مهراوه

براي همون گفته اند زندگي آب تني در حوضچه ي اكنون است.حال كه مرگ اينقدر ناغافل و نزديك است بايد دم رو غنيمت شمرد و زندگي رو جرعه جرعه نوشيد....

ماندگار

چقدر ظريف و قشنگ به اين موضوع اشاره کرديد...