بررسی سیر تاریخی هنر انقلابی در ایران به بهانه روز هنر انقلاب اسلامی/2

هنر انقلاب در جریان انقلاب

(از 1356 تا 1360)

 

برای وقوع انقلاب ایران، که برخی متفکران آن را انقلاب قرن میدانند، طیف‌های مختلف مردمی به اجماع رسدند. طوری که هنوز برخی هنوز فعالیت‌های توده را اسلامی، و برخی رفتارهای اسلامگرایان افراطی را مارکسیست آن دوره میدانند. برخی نویسندگان و تاریخ پژوهان هنرمندان را مثل بسیاری دیگر از ارکان انقلابی در سیر تاریخ ایران به پیش از 22 بهمن و بعد از آن تفکیک میکنند.

اما به واقع انقلاب ایران در سال 57 را باید انقلابی برآمده از جرایاناتی فکری دانست که نشو و نمایی در جریان هنر داشته اند. چرا که بسیاری از مباحث اعتقادی اجازه ی ورود به خانه های مردم را نداشت. اما به واسطه و با پوسته ی هنر این اجازه را میگرفت. خاصه از سال 1350 که جشنهای 2500 ساله ی ایران آغاز شده بود.

دانش نامه ی عامه ی تحت وب میگوید : جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران با نام رسمی «۲۵۰۰مین سال تاسیس شاهنشاهی ایران به‌دست کوروش بزرگ» نام مجموعه جشن‌هایی است که به مناسبت دوهزار و پانصد سال تاریخ مدون شاهنشاهی ایران و در زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی از تاریخ ۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱ (برابر با ۲۰ تا ۲۴ مهر ۱۳۵۰) در تخت جمشید برگزار شد. در این جشن‌ها، سران حکومتی و پادشاهان ۶۹ کشور جهان شرکت کردند و تمدن و تاریخ کهن ایران را ارج گذاشتند.

این جشنهای پر هزینه که سالهای بعد نیز ادامه داشته است از نقاط مورد تکیه ی گروه های مختلف قرار میگرد ، از نظر هنری اما بسیار آرام مفاهیمی را به مردم منتقل میکند. آوازخوانی مخالفانی چون محمدرضا شجریان در دستگاه ابوعطا و به نشانه ی اعتراض، در کنار محمدرضا لطفی، و امیرهوشنگ ابتهاج؛ نوازندگی کسانی چون استاد بیگچه خوانی، از سویی و ارائه ی سخنرانی هایی آگاه ساز از گروه و طیف انجمن نویسندگان با درونمایه ها و مثالهایی که از قرآن و نهج البلاغه بیرون می‌آید از گوشه هایی از فعالیتهایی در حوزه ی دین در قالب جشنهای 2500 ساله حکایت دارد.

از آنجا که حاکمان آن روز ایران خود را جاودانه دانسته بودند و به تأسی از فرهنگ و هنر فرانسه در حوزه های موسیقی و رقص، نقاشی، و معماری فعالیتهای ویژه تری داشته اند. تا آنجا که بنای «شهیاد» آن روزگار، بنای «آزادی» ایرانیان انقلابی چندسال بعد می‌شود. چنانکه همان دانشنامه می آورد «برج شهیاد به یادبود جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در تهران طراحی و ساخته‌شد.»

ویژگی بارز تمامی هنرها در این ایام که اوج تفکر انقلابی در ایران است :

  1. تأسی از دین – قرآن و نهج البلاغه – بین تمامی طیفهای فکری
  2. بازیابی و بازگویی مفاهیمی چون «آزاد اندیشی»، و «موطن دوستی»

به نظر می‌آید و برآن میدارد که نگاهی «تهییجی» در ابناء افراد ایجاد کند. چنانکه تاریخ نویسان از این دوره دوران کتابهای «جلد سفید» یاد میکنند و هنر را امری زیر زمینی منامند، چنانکه کارگاه نمایش به اسرار و پافشاری افراد توسط بازیگران آن دورانش بازآفرینی میشود، و موسیقیهای انقلابی آن دوره تمامی در زیر زمینها ساخته و چندین و چند مرتبه ضبط میشود. و حتی عکاسانی چون عبدالله ملک عراقی دستگاه های ثبت و ظهورشان را به زیرزمینهای خانه‌هایشان می‌برند.

این جنس از رفتار در تاریخ هنر ایران تا آنجا جلو میرود که انقلاب در بهمن ماه 57 به پیروزی میرسد و طیفهای فکری تا دیروز متحد گاه سر مباحث و مسائل ریز خود دست به بیانیه میبرند و راه از هم جدا میکنند. نتیجه ی این افتراق را باید در انقلاب دوم ایران در آن دوره دید. انقلابی که از آن به «انقلاب فرهنگی» لقب داده شده است و در اساس انقلابی درجهت اسلامی کردن جامعه و در اساس فرستنده ی پیام در جریان کنش و واکنشی جامعه بوده است.

صلاح الدین اسمعیلی در مروری کوتاه بر وضعیت روان تحلیلی در جریان انقلاب فرهنگی اینطور میگوید که «بعد از دو سال از وقوع انقلاب اسلامی 57، در میان درگیری های سیاسی و ایدئولوژیک آن زمان، ستاد انقلاب فرهنگی به منظور پاکسازی دانشگاه های کشور از گرایشات غیراسلامی شرقی و غربی تشکیل شد.در واقع ستاد انقلاب فرهنگی، شکل رسمی بخشی از فعالیت های شورای انقلاب تحت عنوان انقلاب فرهنگی بود که شروع فعالیت های آن به اول انقلاب بر می گشت. در بازبینی علومی که از خارج وارد ایران شده بود بر ایجاد تغییر در علوم انسانی تاکید بیشتری می شد چرا که ناهمخوانی مفروض میان علم و دین در قرائت سنتی دین، درباره این علوم بیشتر صدق می‌کرد.»

انقلاب فرهنگی ایران که آن دوره انقلاب سوم نامیده شده بود (بعد از انقلاب سفید شاه، و انقلاب بهمن 57) در مسیری که انقلاب چین را تجربه کرده بود به فرمان امام موظف شد

1-    به تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‌ها همت بگذارد

2-    گزینش دانشجویان را به عهده بگیرد.

3-    جو دانشگاه‌ها را اسلامی کند و برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها را تغییر دهد، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.

امام دستور داد «ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه ریزی رشته‌های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه‌ها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده‌سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند.»

ستاد تشکیل شده برای اجرای این فرمان بعدها با تصویب لایحه‌ای که دولت وقت به مجلس شورای اسلامی ارائه کرده بود و با فرمان امام خمینی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۶۳ به شورای عالی انقلاب فرهنگی شد.

از این رو میتوان فعالیت هنری اسلامی در این دوره را رفتاری از بالا و در جهتی سیاستگزار دانست تا شاخصی بیرونی و هنری برای آن در نظر گرفت. این شکل نگاه به هنر انقلاب در این دوره از جریان هنر دیری نمیپاید اما شاکله ی هر آن چه بعد از آن مربوط به هنر میشود را میسازد.

 

منتشر شده در سایت رسمی حوزه ی هنری 

/ 0 نظر / 16 بازدید